تبلیغات
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم



جوات نامه:فصل کارناوال (قسمت دوم)

برای من تاسوعا عاشورا امسال نحس بود...
حج رضا گوسفند بره ی مرا ، این مرد نانجیب ِ یزید صفت ، جلوی هیئت عزاداران محله پایین سربرید

حال این به درک ، از دوست خود ، این بره ی نیک سیرت ، تنها یک خون دیدم
تنها یک خون ِ جاری آنهم با زور آفتابه و مخلوط با آب آلبالو
قلوه ، اشکنبه ، جیگر و از همه مهمتر کله پاچه دوست خود را اثلا حتی یک لحظه هم به چشم ندیدم ، چه نقشه ای برای تخمهایش کشیده بودم
عجب شمری ست حج رضا ؛ پدر بنده پاش بیفتد آب برروی من میبندد ، کربلایی میکند جواتش را
نمیگذرم ازت پدرم
انتقام خون دوستم را میگیرم ازت  ...


هوا ، هوای همه چی هست الا عزاداری
وحشتناک است تشویشات ذهنیم
دریغ از حسین سال پیش ... اسفرجان ؛ این خرابه ی ویرانه ی خلوت گزین ، تمام دلخوشیش به جمعیت روزهای تاسوعا و عاشوراست و امسال اینقدر کسل کننده که ...
نمیدانم شاید اشکال از نیت من است و چشمهایم ، راستش را بگویم پوچ شده ام
توی حسینیه باید برای کور نشدن از زنجیر هایی که از طرف دسته زنجیر زن به طرفت پرتاب میشود به ناچار همرنگ شد با جمعیت مافوق آیکیو زنجیر زد و دم گرفت
توی دسته ی سینه زن فقط باید "به سینه زد"

جایی برای بزرگان نیست هر خر و خوری اینجا "پوزشن" عجیبی بخود میگیرد ، مسولیتهایی عهده دار میشود  به  حد اهمیت تفکیک زنها از مردان
ببخشید ! تفکیک دختران از کول پسران و بالعکس
گرچه ناخودآگاه است این جمله ی من اما باید بگویم که :
وقتی که سواران حسین لات های موتوری بودند ...
واضح بگویم که جرات ندارم از مسجد ملک احمدی انتقاد کنم پس بیخیالشان ، خوارج زمان ما هم باید بعد ازتاریخ درموردشان کتاب نوشت

دم ِ نوحه رو بگیر ... آی عزادار حسین ، لامصب دم رو بگیر
کثافت آشغال کفله بگیر این دم بی صاحابو(گفتگوی نوحه خوان با سیل و جمعیت مردم)

حواشی زیاد است
بو ، بوی ریا  هست و تحقیر
من ؛ جوات هستم اما گفتنی ها را دیگر باید گفت ، سکوت به هیچ وجه جایز نیست
حسن سلطانیان این مرد کارگردان بدنیا آمده ، اینقدر خوب کارگردانی میکند که بیست تماشاچی داریم که پانزده تای آنها تصویر بردارند با تجهیزات مدرن ِ روز ، بخصوص موبایل حتی نوکیا 1100 و پنج تای دیگر نیز یا صحبت میکنند یا نذری میخورند یا صدای این کارگردان هالیوودی را درمی آورند
اینقدر خوبست کارش که وقتی نیستهم ، همه چیز بهتر پیش میرود و این از آن جهت است که همه دیگر حساب کار خودرا کرده اند و جرات هیچ بی نظمی ندارند

وسط تعزیه ، حسن سلطانیان حرص میخورد ، به پشه ی روی دیوار تعیین تکلیف میکند که کجا بنشین از کجا بلند شو ، مجوز نفس کشیدن صادر میکند برای مردم(کاش کمی به پدرش ، استاد ریحان میرفت)


جدیدا ، از فک و فامیل این کارگردان ، هرکس کاره ای شده در مراسم تعزیه

اینجا خوب ها برگزیده نمیشوند ، اتفاقا برعکس ، نالایقها جای مــُـرده ها را پــُــر میکنند
تعزیه در حلقه ی انحصاری گروهیست و خارج ازآن ممکن نیست
حال میدانم که چرا مردم کلا جومونگ پسند بدنیا می آیند
اینجا در اواسط تعزیه ، بطور متوسط چهار کشته میدهیم. تاثیری که تعزیه بر مردم میگذارد هیتلر با سخنانش بر نازی ها نگذاشت
کجایی ببینی که رقص شمشیر مسخره ی این تعزیه خوانان جادو میکند این مردم بی لایق را
اینقدر که در تعزیه میخندیم پای کلیپهای ماهی صفت تلو تلو نمیخوریم
نیش همه تا بلاگوش باز است ، مرگ جوات بیا و خودت از نزدیک ببین ، دروغ نمیگویم
ساز ِ نی فقط توده ای هواست که از سوراخی عبور میکند . کار ِ طبال روی مخ بازیگران رفتن است

"
گودال ِ" قتلگاه در ثانیه های آخر از هجوم مردم از شش بــــُعـــد ِ ممکن ، به "چاله " ی قتلگاه تبدیل میشود
هرسال تکرار مکررات ِ تعزیه ... مردم چرا سیر نمیشوند از مرگ؟

نمیدانم اسفرجانی های ساکن اصفهان چه به مغزشان خورده که بعد از این همه سال که حتی هونجان هم که روزی کاه دون اسفرجون هم حساب نمیشد دیگر حالا موشک با سرنشین به مریخ پرتاب کرده اند ، تازه یادشان افتاده که باید برای ترویج فرهنگ و تاریخ اسفرجان کمی بکوشند ... دست مریزادشان اما یکی نیست بگوید آخر آدمهای بفهم شما که از اسفرجونی جماعت هم حتی فرار میکنید چرا کاری میخواهید بکنید که بیشتر شرف مارا به تاراج ببرد ... برید پی زندگی شهری خودتان ... شمارا چه به این ادا و اتفار ها ...

من هنوز نمیدانم فلسفه ی سینه زنی چیست
من هنوز نمیدانم زنجیر زدن یعنی چه ...

آنوقت چه برسد به آنکه کسی بگوید امام حسین برای چی شهید شد
خنده دار است...
فلسفه هم حتی کم می آورد در این روستای خرابه ...



محرم امسال اسفرجان هم گذشت ، من اما همان جوات بی مغز میمانم هرسال دریغ از پارسال
هرچه باداباد ...


1391/09/8 توسط رضــ ـا | نظرات ()





خـفـهـ شـ ـو
یادداشت
جوات نامه
پیش نویسهام
قــ ـــرنـــطــ ــیــ ــنــ ــه

joker End
losing!
کووور
شاعر تمام شده
من
جوات نامه : روزی كه جواد ،‌جوات شد
جوات نامه:خارجی
یک مشت خاکستر
جوات نامه:خدابخش
جوات نامه : درد یتیمی
جوات نامه:فصل کارناوال (قسمت دوم)
بعد از خوندن فراموشش کن
جوات نامه:فصل کارناوال
جوات نامه: اپیزود ۹
فاحشه خونه
خواب.رویا.کابوس.بارون
نفس های آخر
به خاطر همه ناگفته هایم...
خواب
بدون عنوان
هووووم
جوات نامه:تکامل(از سری اپیزود های پراکنده)
هیس...گوش بده...یه صدایی داره میاد
شروعی به وسعت یک سلام
رمضان
رمضان
ملت من
ملت من
just
just

بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

A.M.I.R
رضــ ـا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد


Upload Music