تبلیغات
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم



جوات و انهدام درونی



آه آسمان ها ای زمین و ای درخت تمری به بادام پیوند زده بی ثمر در یابید مرا،یارانه ۷سر عائله جوابگو نبود و پدر(حج رضا)در به در دنبال وام صد تومنی لعنتی قرض الپس نده و من جواتی مایوس خسته و به جامانده کیلومتر ها زیر خط فقر درگیر یک صف نابرابر، به من ولی هیچ نرسید گرچه مستحق تر بودم و دچار کمبود خواب بیشتر.اشکال کار یک جا بود من جوات بودم و آقا زاده نبودم،مهر بدشانسی با فونت ۷۲به نحو احسن روی پیشانیم حک شده بود.من حج رضا را بالای سر خود می دیدم همان که می خواست مهندس شود ولی سر از رایتی مردم در آورد،همان که شأنش ولی از ۱۰مهندس بیشتر بود همان که هنوز نمایان نه،زیر جلکی مشتاق همه گردهمایی های بسیج مآبانه است،به فکر انتقام باشم؟از کی؟از چی؟به کجا ببرم شکایت قاضی را؟به کی بگویم حق من یارانه مسدود شده نیست؟فریاد های توی گلو کپک زده ام را سر کدام کر بویی فریاد بزنم؟به که بگویم من جوات وار ۲۲سال تلف شدم،تلف کردم،حق زندگی را با پرتاب سکه واگذار کردم؟ آی آدم ها که در پمپ بنزین بنزین سوپر بدون کارت میزنید آی شما ها که نان هزار تا هزار تا می خرید شما ها که مرغ به نرخ روز می خورید یک جوات دارد می سپارد جان.قبر ها را خالی کنید گشاد بکنید دور قبر درخت نگذاربد خرمان می خورد تکه تکه تنمان را. 
آقا سید هم دیگر نسیه نمی دهد بسته حساب دفتریمان را از بس شرح و بسط داده بودیمش،همسایه مان همان ها که ماهواره داشتند و اخبار لبنان را پیگیر بودند از عصمت کوره پیر زن نق نقو شنیده بودند آقا سید دنبال شر خر می گردد!وای به روزی که موش به گونی های نمک زبره بزند این هم از وعض و حال شیخ و ملایمان خدا عاقبت حج رضا و تخم مرغ های سید را بخیر کند. 
بعد از تو یارانه ۷سر عائله چه می شود؟لعنتی(مگر هر چیز دوست داشتنی در شرف جدایی را لعنتی نمی گویند؟)حداقل بگو کود ها را کجا گذاشته ای باور کن سن ها و ملخ ها هم به نبود تو عادت نمی کنند چه برسد به ما! 
خدابخش را بگو مراقب گندم های نکاشته جوغبندت باشد تا بر گردی.مرا که می شناسی حواس پرتم و خیال باف!به طرفة العینی همه نداشته هایت را از سر دلسوزی احمقانه پیشکش ملخ ها می کنم. زیر لب مدام زمزمه کن من از زندان نمی ترسم که زندان جای مردان است من و زنت هم قول می دهیم تا تو برگردی گالینا بلانکا را فراموش نکنیم قول می دهیم. 
راستی خداحافظی من را به اعدامی برسان و روی ماهش را با یک تف منور کن 
امضا: 
م.هویج منش

1391/04/21 توسط A.M.I.R | نظرات ()





خـفـهـ شـ ـو
یادداشت
جوات نامه
پیش نویسهام
قــ ـــرنـــطــ ــیــ ــنــ ــه

joker End
losing!
کووور
شاعر تمام شده
من
جوات نامه : روزی كه جواد ،‌جوات شد
جوات نامه:خارجی
یک مشت خاکستر
جوات نامه:خدابخش
جوات نامه : درد یتیمی
جوات نامه:فصل کارناوال (قسمت دوم)
بعد از خوندن فراموشش کن
جوات نامه:فصل کارناوال
جوات نامه: اپیزود ۹
فاحشه خونه
خواب.رویا.کابوس.بارون
نفس های آخر
به خاطر همه ناگفته هایم...
خواب
بدون عنوان
هووووم
جوات نامه:تکامل(از سری اپیزود های پراکنده)
هیس...گوش بده...یه صدایی داره میاد
شروعی به وسعت یک سلام
رمضان
رمضان
ملت من
ملت من
just
just

بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

A.M.I.R
رضــ ـا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد


Upload Music