تبلیغات
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم



کووور

یه دیگ آدم مذاب
تمام لحظه ها برای سوختن کافیه و من چقدر احمقانه فکر می کردم اولین نفرم که دود شدم
خیلیا رو خاکسترشونو حتی باد هم بلند نکرد
واقعا به کدوم گوشه ی زندگی دل خوش کنم که مث یه ساعت دوار باید دنبال عقربه هاش فرار کنی؟؟؟
شاید بشه جلو خیلی چیزا وایساد نه؟!...معذرت میخام یه لحظه وایسا...همه چیز جلو تو وایسادن که یه وخ یه قدم نری جلو...
ساعت هرچی می گذره کند تر میشه،کسل کننده تر و برای من از مدفوع یه سگ زخم خورده عفونی تر
ینی انقد

1391/11/6 توسط A.M.I.R | نظرات ()





خـفـهـ شـ ـو
یادداشت
جوات نامه
پیش نویسهام
قــ ـــرنـــطــ ــیــ ــنــ ــه

joker End
losing!
کووور
شاعر تمام شده
من
جوات نامه : روزی كه جواد ،‌جوات شد
جوات نامه:خارجی
یک مشت خاکستر
جوات نامه:خدابخش
جوات نامه : درد یتیمی
جوات نامه:فصل کارناوال (قسمت دوم)
بعد از خوندن فراموشش کن
جوات نامه:فصل کارناوال
جوات نامه: اپیزود ۹
فاحشه خونه
خواب.رویا.کابوس.بارون
نفس های آخر
به خاطر همه ناگفته هایم...
خواب
بدون عنوان
هووووم
جوات نامه:تکامل(از سری اپیزود های پراکنده)
هیس...گوش بده...یه صدایی داره میاد
شروعی به وسعت یک سلام
رمضان
رمضان
ملت من
ملت من
just
just

بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

A.M.I.R
رضــ ـا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد


Upload Music