تبلیغات
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم



جوات متفکر و حل معضلات فلسفی،اجتماعی،معیشتی

برگی از دفتر خاطرات جوات 
اکنون که اهوی قلم را بردشت پر مهر قلم می دوانم بسیار گشنه میباشم و اصولا چیز خاصی توی یخچال محض خوردن نیست پدرم مدام به من گوشزد میکند ک جوات وعض ما خوب نیست او میگوید وضع همه خوب نیست و فقط ما نیستیم که اینجوری هستیم ولی وقتی بهش گفتم یکی از همکلایسی هایم موز می اورد مدرسه و میخورد گفت پسرم ای نادان هرگز گول این ظاهر سازی هارا نخور و قطعا موزش پلاستیکی و اسباب بازی است و محض اب کردن دل ما که از دهک های پایین اجتماع هستیم ان را می اورد مدرسه شک نکن 
من هم هرچه فکر کردم به این نتیجه رسیدم که موز پلاستیکی را که نمیشود خورد پس حتما وعضشان از ما بدتر بوده که مجبورند موز پلاستیکی بخورند ما انقد نداریم ک موز واقعی بخوریم اما انقد داریم که موز پلاستیکی نخوریم. پدرم در یک کارگاه کار می کند یعنی کارگر است و زحمت کش است مادر همیشه میگووید پدرت میخاست مهندس بشود که اینجوری شد البته ماهمه میدانیم که شان پدر از ۱۰تا مهندس هم بیشتر است و حتی حدیث داریم که می فرماید هر پدری می تواند مهندس باشد اما عکس ان همواره برقرار نیست و ما به استناد این حدیث همه جا میگووییم پدر ما مهندس است.حقوق او کم است اما ما یارانه ۷سر عائله را میگیریم ولی همیشه باید فقط پول کرایه خانه بدهیم و یا بدهی هایمان را با اقا سید که سوپری دارد و وعضش خوب است ولی قبلا کیسه کش بوده صاف کنیم تازه یارانه مان را دولت پر مهر داوطلبانه مجبور به قعط شدن کرده و ما الان ماندیم و حوضمان اصن یه وعضیست بس نا به سامان. 
پدرم میگوید جوات جان این مرغ ها همه هرمونی و سرطان زاست به همین دلیل است که ما مرغ نمی خریم و من هم ک دیدم حرف پدر بسییییییی منطقی است به همان نان تیلیت کردن در گالینا بلانکا و سقزدن ان بسنده کردم که هم ارزان است هم مقوی است هم زیاد است هم نمک نمیخواهد هم تحریم نیست و خلاصه خیلی خوب است البته طی تفکراته عمیق خویش دریافتم که شاید گوشت و شیر و ماست و نان وانواع میوه جات سرطان زا و بد است که پدرمان برایمان نمی خرد شاید نانوا دست هایش را موقه کار نمی شورد شاید ان گاو یا گوساله یا گوسپند بی شوعور یک گیاه بد وناجور خورده باشد و اصن شاید میوه ها کرمو و بد باشند که ما نمیخریم.ایا سلامتی ما مهمترین چیز نزد پدرمان نیست که انقد ب فکر ما است و نمی گذارد در دام انواع امراض دچار شویم؟!در ضمن ما هنگام دور هم بودن تلوزیون هم میبینیم و ۲۰,۳۰ را دوست داریم چون نشان می دهد چگونه ما در حال پیشرفت و ترقی هستیم و کشور های غربی چگونه در دام بدبختی و خاک تو سری افتاده اند و تا چندی دیگر با خاک سیاه یکسان می شوند.اخبار روشن گر تاکید داشت که ما باید لبنان را دوست داشته باشیم و سوریه پاره تن ماست و بحرین و فلسطین هم،می گفت باید به لبنانی ها پول بدهیم تا از فلاکت نجات یابند و من هم مطمئن شدم چون پسر همسایه مان که ماهواره دارند می گفت انریکه که ظاهرا یک خواننده خارجی است در لبنان کنسرت گذاشته و اهنگ خوانده که بلیطش گران بوده به قدری که لبنانی ها برای خریدن بلیط مجبور بوده اند لباس هایشان را بفروشند تا بتوانند بلیط بخرند و در ان شرکت کنند بیچاره ها،و این خود دلیل محکمی بر فقر و نداری و تنگ دستی کشور دوست و همسایه لبنان است.چه جالب و دردناک 
در کل باید بگویم که همه چیز خوب و خوش است و ملالی نیست جز دوری شما عزیز دل 
امضا: 
م.سورمه ای

1391/04/18 توسط A.M.I.R | نظرات ()





خـفـهـ شـ ـو
یادداشت
جوات نامه
پیش نویسهام
قــ ـــرنـــطــ ــیــ ــنــ ــه

joker End
losing!
کووور
شاعر تمام شده
من
جوات نامه : روزی كه جواد ،‌جوات شد
جوات نامه:خارجی
یک مشت خاکستر
جوات نامه:خدابخش
جوات نامه : درد یتیمی
جوات نامه:فصل کارناوال (قسمت دوم)
بعد از خوندن فراموشش کن
جوات نامه:فصل کارناوال
جوات نامه: اپیزود ۹
فاحشه خونه
خواب.رویا.کابوس.بارون
نفس های آخر
به خاطر همه ناگفته هایم...
خواب
بدون عنوان
هووووم
جوات نامه:تکامل(از سری اپیزود های پراکنده)
هیس...گوش بده...یه صدایی داره میاد
شروعی به وسعت یک سلام
رمضان
رمضان
ملت من
ملت من
just
just

بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

A.M.I.R
رضــ ـا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد


Upload Music