تبلیغات
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم
تراوشات مسموم ذهن بیمار من و اطرافیانم



به پایان آمد این دفتر ، حکایت ترم بعد باقیست....

فقط میتونم بگم تموم شد . اه . خیلی بد بود . تا حالا سابقه نداشت که منتظر تموم شدن یه چیز باشم . این ترم با همه ی بدی هاش تموم شد . بدی هایی که مثل آوار رو سرم پشت سرم هم می ریخت و خراب میشد . از اول ترم تا بعد از عید که درس نخوندم . یعنی اصلا نمی دونسم موضوعاتی که بهمون درس دادن چی هست !!! قرار بود تو عید درس بخونیم که اونم رفتیم سوله . آخرشم رئیس دانشگاه بی شعور زحمتای دو سالمونو به فنا داد . فرض کن صبح ساعت 7 از خونه بیای بیرون و شب برای رسیدن به آخرین اتوبوس دانشگاه  بدو بدوکنی . اون این چیزا رو نمی فهمه . شاید اگه یکم تو دانشگاه پیاده می رفت درد دانشجو رو بیشتر می فهمید . به خدا ازش نمی گذرم . بچه های داشتیم که تا صبح کار کردند و صبح رفتن کنکور ارشد دادند . از این که بگذریم بعد عید یکم درس خوندیم . چه مباحث تازه ای !!!! اینارو کی گفتن ؟؟!! فقط برای اطلاع میگم که یه روز امتحان داشتم و شب قبلش به خاطر کارای خودرو خونه نرفتم . فردا رفتم سر امتحان . امتحانی که بدون جدول نمیشه قدم برداشت و سرشار از میان یابی بود . اونوقت من رفتم اسممو رو برگه نوشتم و از اطلاعات قبلی استفاده کردم و یه چیزای الکی نوشتم .
این ترم برای هممون بد بود . برای من ، برای احسان ، برای تو ، برای ....
برای من و تویی که حرفایی بهت زدم که میدونستی حقیقت داره . اما بازم به روی خودت نمی آوردی . گفتی ندیده و نشناخته چیزی رو نمیشه دوس داشت . دنبال بهانه بودی . اما چه فایده ؟ فقط یکم حرف رد و بدل شد . حرفایی که گفتی دروغه . حرفایی که نباید زده می شد . حرفایی که اصلا انتظارشو بعد این همه مدت نداشتم . حرفایی که دارم باهاش می سوزم و می سازم . خیلی سخته بخوای چیزی رو بگی اما نتونی به زبون بیاری . بهت گفتم برای یه بارم که شده به حرف دلت گوش کن اما با عقلت تصمیم بگیر . قضیه ی همون مسابقه ی بکس تنها . تو این مسابقه با این که زیاد جا خالی دادم اما آخرش یه مشت زیر چشممو کبود کرد . کبودی ای که موندگار شد و فقط با یخ تونستم بادی که ازش به جا مونده بود رو کمتر کنم...

1391/03/31 توسط A.M.I.R | نظرات ()





خـفـهـ شـ ـو
یادداشت
جوات نامه
پیش نویسهام
قــ ـــرنـــطــ ــیــ ــنــ ــه

joker End
losing!
کووور
شاعر تمام شده
من
جوات نامه : روزی كه جواد ،‌جوات شد
جوات نامه:خارجی
یک مشت خاکستر
جوات نامه:خدابخش
جوات نامه : درد یتیمی
جوات نامه:فصل کارناوال (قسمت دوم)
بعد از خوندن فراموشش کن
جوات نامه:فصل کارناوال
جوات نامه: اپیزود ۹
فاحشه خونه
خواب.رویا.کابوس.بارون
نفس های آخر
به خاطر همه ناگفته هایم...
خواب
بدون عنوان
هووووم
جوات نامه:تکامل(از سری اپیزود های پراکنده)
هیس...گوش بده...یه صدایی داره میاد
شروعی به وسعت یک سلام
رمضان
رمضان
ملت من
ملت من
just
just

بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391

A.M.I.R
رضــ ـا

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد


Upload Music